![]() |
![]() |
|
| شاعرانه |
دعوت نامه ای به مراسم خودکشی دسته جمعیچون دليلي براي خودكشي پيدا نميكند
و دليلي هم براي ادامه زندگي ندارد،
پس زندگي ميكند تا بميرد.
چون نمي تواند نتيجه بگيرد كه ناراضيست يا راضي، پس راضيست.
هرچند روز يكبار از خودش ميپرسد: ((من اينجا چهكار ميكنم؟))
با جوابهايي كه هربار به خودش ميدهد قانع ميشود. اما هربار که فكرش را ميكند ميبيند راست نميگويد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/07ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط سروش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
سروش سروش |
| پیوندها |
|
خاطرات زیبا خاطرات امیر |
|
RSS
|