![]() |
![]() |
|
| شاعرانه |
|
شب آغاز هجرت تو شب در خود شکستنم بود شب بی رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود شب بی تو شب بی من شب دل مرده های تنها بود شب رفتن شب مردن شب دل کندن من از ما بود واسه جشن دلتنگی ما گل گریه سبد سبد بود با طلوع عشق من و تو هم زمین هم ستاره بد بود از هجرت تو شکنجه دیدم کوچه تو اوج ریاضتم بود چه مومنانه از خود گذشتم کوچه من از من نهایتم بود بدادم برس بدادم برس توی ناجی تبار من بدادم برس بدادم برس توای قلب سوگوار من سهم من جز شکستن من تو هجوم شب زمین نیست با پر وبال ِ خاکی من شوق پرواز آخری نیست بی تو باید دوباره برگشت به شب بی پناهی سنگر وحشت من از من مرهم زخم پیر من بود واسه پیدا شدن تو آینه جاده ی سبز گم شدن کو بی تو باید دوباره گم شد تو غبار تباهی با من نیاز خاک زمین بود تو قول به فتح ستاره بستی اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی بدادم برس بدادم برس توای ناجی تبار من بدادم برس بدادم برس توای قلب سوگوار من شب بی تو شب بی من شب دل مرده های تنها بود شب رفتن شب مردن شب دل کندن من از ما بود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/04/23ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط سروش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
سروش سروش |
| پیوندها |
|
خاطرات زیبا خاطرات امیر |
|
RSS
|